على محمدى خراسانى

151

شرح منطق مظفر (فارسى)

در يكى از مقدمات آمده حال مىگوييم : از محالات است كه خود نتيجه يا نقيض آن بالفعل يعنى به هيئت و ماده‌اش در مقدمهء قياس آمده باشد ، آن هم به صورت يك مقدمهء مستقل كه صدق آن مسلّم « 1 » است ، زيرا همان‌طورى كه تعريف الشىء بنفسه ، تعريف دورى ، باطل و محال است ، همچنين اثبات الشىء بنفسه هم مصادره به مطلوب است يعنى خود مطلوب در مقدمات خودش آمده و خودش را به خودش اثبات مىكنيم اين نيز محال است بنابراين شما چگونه در تعريف مىفرماييد : خود نتيجه يا نقيض آن در مقدمه آمده ؛ آيا اين مصادره به مطلوب نيست ؟ جواب : خير ، زيرا اگر نتيجه يا نقيض آن به صورت يك مقدمه ، مستقلّ و مسلّم الصدق و مفروض الصدق آمده بود اشكال وارد بود ولى نتيجه در « مقدمهء قياس » به صورت يك جزء مقدمّه و غير مستقل آمده ، و در « نتيجه » به صورت جزمى و مستقل آمده و اين دو چيز است از اين مطلب استفاده كرده و مىگوييم : كيفيت تأليف قياس استثنائى اين است كه هميشه مقدمهء اول آن ، يك قضيهء شرطيه است - چه متصله چه منفصله - كه نتيجه ، به صورت جزء آن شرطيه ( مقدم يا تالى آن ) در مقدمات آمده و مىدانيم كه خود نتيجه ، يك قضيه است و ممكن نيست قضيه‌اى جزء قضيهء ديگر واقع شود ، مگر آن‌كه قضيهء دوم شرطيه باشد تا اوّلى ، مقدم يا تالى آن شود و از استقلال درآيد ، پس مقدمهء اول حتما شرطيه است ، اما مقدمهء دوم ( كبرى ) يك مقدمهء استثنايى است يعنى مقدمه‌اى كه مشتمل بر ادات استثناء و كلمهء « لكن » است ، بر همين اساس ، نام اين قياس را استثنايى گذاشته‌اند ، كه اشكال مختلفى دارد : گاهى عين يك طرف استثناء مىشود و عين طرف ديگر را نتيجه مىدهد ، و گاهى نقيض ، نقيض را و گاهى عين ، نقيض را و گاهى نقيض ، عين را ، كه تمامى اين صور در جاى خود به تفصيل بيان خواهد شد . 3 . تقسيم قياس استثنايى از آن‌جا كه صغراى قياس استثنايى هميشه يك شرطيه است و شرطيه يا متصله است يا منفصله ، پس قياس استثنائى به دو نوع اساسى تقسيم مىشود : 1 . قياس استثنايى اتّصالى

--> ( 1 ) . چون در تعريف قياس داريم كه : « قول مؤلف من القضا يا متى سلّمت . . . » .